هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

432

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اگر خير ، خلافى از چاكر سرنزده است ، چند كلمه عرض دارم [ تا ] به حضور مبارك جناب‌عالى معروض دارم . منتظر جواب و مشخص كردن وقت هستم ، كه شرفيابى حاصل نمايم . زياده جسارتى نيست . » در حاشيهء اين عريضه ، جواب مرقوم فرمودند ، به اين مضمون : « برادرا ؛ خدا مىداند [ كه ] من به شما كمال محبت و مهربانى دارم . اين‌كه عمل مقرب الخاقان نوروز خان سرتيپ و سليم خان و رضا قلى خان به شما رجوع نشد ، ملاحظه كردم ، ديدم به واسطهء مداخلهء شما اسبابى فراهم خواهد آمد ، كه كار در ميان چهاردولىها به كشيدن شمشير و جنگ با يكديگر و كشته شدن چند نفر خواهد كشيد و فتنهء بزرگى حادث خواهد شد ، كه تدارك رفع آن به آسانى دست نمىدهد و مايهء مرارت و بدنامى مىشود . در باب عمل ورثه سيد ولى خان ، كار به جايى منجر شد كه حسين قلى بيك بخشايشى به بست حضرت سيد حمزه كشيد و به آن‌جا رفت و مىخواست به دار الخلافه شاكى شود و تظلم نمايد ؛ و الا من به شما كمال ميل و محبت [ را ] دارم ؛ و خدا مىداند [ كه ] احدى در باب شما چيزى به من نگفته . از اين فقره آسوده باشيد . » دوشنبه ، 11 ربيع الثانى [ 1300 ه . ق . ] عريضه [ اى ] خدمت جلالت مآب اجل اكرم عرض نمودم ، به اين مضمون : « تصدقت شوم . دستخط بندگان جناب‌عالى ، كه در جواب عريضه فدوى شرف صدور يافته بود ، زيارت نمودم . قدرى اسباب اميدوارى گشت ؛ ولى اين فقره را لازم دانست [ كه ] جسارت ورزد يك صفت بزرگ جناب‌عالى « انصاف » است . انصاف عادلانه جناب عالى را حكم قرار مىگذارم . اگر فدوى در ايل چهاردولى نبود ، همين جار و جمعيت كه بعد از صدور دو دستخط تلگرافى در منع سليم خان از مداخلهء قراچال به فدوى و سليم خان صادر گشت ، اعتنا نكرد ، جار و جمعيت برد غلّه رضا قلى خان را كشيد ، آن اوقات كرده بود ، نوروز خان سكوت نمىكرد ، چنان‌چه در حيات مرحوم امير نظام 300 سوار برد ، پسرهاى سليم خان را دواند ، حالا هم كرده بود و چندين نفر از طرفين كشته مىشد ، اين چاكر مانع شد . عمل ورثه سيد ولى خان ، تا فدوى مداخله داشت ، قسمتى رفتار نمود كه خود